Omidvar’s Weblog

Just another WordPress.com weblog

باران

باران

 

 

 

باران که بیاید
چتر بی حرمت ترین سرور است ،
بارانی بی عزت ترین پناه !
و شاعران دود آلود ِ گریزان از بارش حس ،
دوان ، سوی مأمن جان  !!! ..
چه باک اگر
از کتاب های نخوانده مان ..
یکی هم قرآن باشد ..
بی هراس از بوی نای عذاب
بر سر بگیر ..

قدر ش را هم بدان ..
خیس نمی شوی ،
العفو هم نمی خوانی 
که خداوند رحمان است و رحیم 
!!!

//////////////////////////////////////////////////////
امید صیادی /  امرداد 1387

اوت 11, 2008 - نوشته‌شده به دست | شعر

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.